بیا به تاریخ کودکی سفر کنیم !

بیا به تاریخ کودکی سفر کنیم !


«مرد دانا، تو مرد دانا، تو مرد دانای کوچک…» میتوانی  اسرار تمدن ایلامی را کشف کنی؛ جایی که زنی در حال سفالگری است و  برای کودکش سوتسوتکی میسازد یا اسبی با ارابهی چرخ دار که خوشحالش کند. موزهی کودکی ایرانک را مؤسسهی پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان با  همکاری سازمان اسناد و کتابخانهی ملی ایران و حمایت بخش خصوصی، در ساختمان گنجینهی سازمان اسناد و کتابخانهی ملی ایران برپا کرده و از مرداد ۱۳۹۸ تا خرداد ۱۳۹۹ پذیرای کودکان و نوجوانان است.

 بزبزقندی و ننه سرما و عروسکهای آنها، عروسکهای بومی، عروسکهای شهر قصه، عروسکهایی که «زویا پیرزاد» (نویسنده) با آنها بازی میکرده و حالا در موزه بهنمایش درآمدهاند. ننوها و گهوارهها هم هستند؛ آنها که کودکان در قرنهای گذشته درونشان میخوابیدند و لالایی میشنیدند. رخت و لباسهای کودکان  سالها و دههها پیش یا بازیهای دختران و پسران و… همه و همه را میتوانید دراین موزه ببینید و لذت ببرید! تازه اگر دستهجمعی به موزه بیایید داستانهم خواهید شنید. راهنماهای این موزه آدمهای جالبی هستند و با راهنماهای موزههای دیگر فرق دارند!

در اینجا میتوانید به دنیای شاهنامه سفر کنید یا با  داستان  موش و گربهی عبید زاکانی آشنا شوید. در کتاب مفتاح الفضولا  (نوشتهشده در قرن نهم) هم میتوانید با  واژههای قدیمی بازیهای آنزمان چیزهای تازه یاد بگیرید.

فرزانه طاهریقندهاری، مدیر موزهی کودکی ایرانک میگوید: «هفتهنامهی دوچرخه، چهار سال پیش گزارشی تهیه کرد از موزهی کودکی که در باغ نگارستان برگزار شد.  اما حالا از آن نمایشگاهموزه، چهار سال گذشته و ما در این مدت تجربیات خیلی بیشتری در حوزهی کودکان بهدست آوردهایم.  طرح «با من بخوان» را تجربه کردهایم و کارهای پژوهشی در حوزهی کودکی انجام دادهایم. امیدواریم کتاب تاریخ کودک و کودکی در ایران  در سال آتی به نتیجه برسد و این پروسه را  هم طی کنیم.  هم اکنون تجربهی ما در زمینهی کودکی بسیار زیاد شده است. خیلی پیگیری کردهایم و امیدواریم که  این موزه بتواند فعالیت خود را به شکل دائمی ادامه بدهد و مسئولان ضرورت وجود چنین موزهای را درک کنند.»  او میگوید: «متأسفانه با بخش دولتی به نتیجه نرسیدیم، اما بخش خصوصی در برگزاری این نمایشگاهموزه به ما و طرحهای فرهنگی دیگر کمک کرد.»

دنیای کودکی دنیای مهمی است. ما نباید از کودکی فارغ شویم. طاهری قندهاری میگوید: «در کشور ما به کودکی اهمیت داده نمیشود، بعد میگوییم چرا وضعیت جامعه آشفته است؟ چرا بچهها غربگرا هستند؟ چرا کودکان و نوجوانان ما، سرهایشان را در گوشیفرو کردهاند؟ کودک و نوجوان ما فضای فرهنگی امن ندارد و میتوانیم از طریق ادبیات به کودکان و نوجوانان کمک کنیم. چهقدر کودکان را به شهربازیها ببریم، با آن آلودگیهای صوتی و… ما نیاز به تنوع فضای فرهنگی داریم. رایزنیهایی با شهرداری منطقه داشتیم و قرار است که در تبلیغات موزه به ما کمک کنند. ما از آنها خواستیم که بررسی کنند حضور موزهی کودکی در این منطقه چه تأثیری بر اهالی دارد.»

مدیر موزه میگوید:«در این نمایشگاه فضای ما بزرگتر از باغ نگارستان است، با این همه فقط توانستیم تقریباً یک دهم آرشیومان را در این فضا به نمایش بگذاریم. ما نیاز به فضایی بزرگتر داریم، مخصوصاً فضایی لازم داریم که حیاط داشته باشد و بچهها در آن به راحتی بچرخند و بتوانیم کارگاههای متنوع برایشان برگزار کنیم. مساحت اینجا، ۸۰۰ متر است و ما دستکم به جایی با ۲هزار متر مساحت نیاز داریم؛ جایی که برای کودک ساخته شده باشد.» 

طاهری قندهاری  میگوید: «ما میتوانیم در کنار موزه یک  بخش پژوهشی هم برای استفادهی دانشجویان و پژوهشگران فعال در حوزهی کودک دایر کنیم، اما متأسفانه هماکنون فضا برای چنین کاری نداریم»

شخصیتهای مهمی برای آموزش و بهترشدن زندگی کودکان در کشور ما کار کردهاند. اگر میخواهی با این شخصیتهای مهم آشنا شوی، این موزه بهترین جاست! مثلاً میتوانی با میرزا حسن رشدیه، کسی که اولین مدارس به سبک مدرن را در ایران بهوجود آورد آشنا شوی یا با محمدبهمن ایلبیگی، نویسنده و بنیانگذار آموزش و پرورش عشایر در ایران، میرزا جبار عسگرزاده،  معروف به جبار باغچهبان، بنیانگذار نخستین کودکستان و نخستین مدرسهی ناشنوایان یا پروین دولتآبادی، شاعر و از بنیانگذاران شورای کتاب کودک و…

کلی تصویرگر و داستاننویس دیگر هم هستند که دنیای کودکی را با آثارشان رنگی کردند.

میتوانید برای بازدید از موزه با مادربزرگها و پدربزرگها به موزه بروید. آنها کودکان دو نسل پیشاند. مدیر موزه دراینباره میگوید: «پدربزرگها و مادربزرگها میتوانند به نوههایشان دربارهی اشیای موزه توضیح دهند و تعامل یا بازسازی خاطرات فراموششده اتفاق بیفتد. آنها خودشان میتوانند راهنمای موزه باشند. بچهها یاد میگیرند که اشیای قدیمی ارزشمندند.»

طاهریقندهاری، دربارهی اشیای خیلی ارزشمند موزه میگوید: «ما اینجا، اسطرلابی داریم که متعلق به دورهی صفویه است و با این ابزار در گذشته طالعنحس و سعد کودک را میسنجیدند و در زایچه نامههایی که با تولد کودک تهیه میشده، این اطلاعات ذکر میشده است.»

راستی  اگر در دورهی صفویه به دنیا میآمدیم و طالعمان نحس بود و این نحوست در زایچهنامه ذکر میشد، چه اتفاقی میافتاد؟ آدم کمی میترسد.

اینجا کلی خبر هست، مثل دستسازهای حلبی، ماشین و سماورهای دستساز محمدرضا مصطفانیا که روزهای پنجشنبه و جمعه در شاهعبدالعظیم  فروخته میشد،  عروسک اشرفخانم، که اهدایی است، لباسهای پیشاهنگی، دیگ و دیگچههای مسی، «وَروَند»ها یا همان پارچههایی که کودکان را با آنها به گهواره میبستند، کیسههای نمک برای چشمنظر و…

اگر خواستید از موزه دیدن کنید به  بزرگراه حقانی (شرق به غرب)، نبش خیابان کوشا، روبهروی ورزشگاه شهید کشوری، ساختمان آرشیو کتابخانهی ملی، سالن گنجینه بروید.

راستی این موزه روزهای یکشنبه تا جمعه از ساعت ۱۰ صبح تا ۹ شب، پذیرای بازدیدکنندگان است.

منبع: همشهری آنلاین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *